Tuesday 21 November 2017| ۰۹: ۲۹ - سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
کد خبر: ۷۰۷۸
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۵
در رابطه با مناسبات سیاسی ایران و عربستان باید گفت امروز دنیا به این مساله اذعان دارد. شاید تا زمانی که روابط ایران و عربستان به یک نقطه قابل قبول نرسد نمی شود مشکلات منطقه را حل کرد. این دو کشور اگر مناسبات خود را بهبود ببخشند به ثبات، امنیت و یک آرامش در کل منطقه کمک می شود.
آخرین سفیر ایران در عربستان سعودی تا قبل از قطع روابط با بیان اینکه تا زمانی که روابط ایران و عربستان به یک نقطه قابل قبول نرسد نمی شود مشکلات منطقه را حل کرد می گوید: باید بنشینیم و با هم گفت و گوی صادقانه کنیم و این باور را داشته باشیم که ما در پرتو این گفت وگوی چالشی است که می توانیم مشکلاتمان را حل کنیم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان به نقل از ایسکانیوز، تا زمانی که روابط ایران و عربستان به یک نقطه قابل قبول نرسد نمی شود مشکلات منطقه را حل کرد/ در دوره آقای احمدی نژاد هم من قادر به همکاری با وی نبودم و هم ریاست جمهوری این تمایل را نداشت/ حمله به سفارت یک مانع جدی در تحرکات سیاسی ایران ایجاد کرد/دلواپسان داخلی برای رسیدن به اهداف خاص خودشان بدون توجه به مصالح و منافع ملی کشور ، به هر چیزی دست می زنند/طیفی که رای نیاورده حق مخالفت و اعتراض دارد ولی حق این را نباید داشته باشد که قدرت اجرایی بکار گیرد یعنی حق تخریب دولت را ندارد و نباید روابط را خراب کند/ با برجام کشورهای منطقه و عربستان یک نگرانی جدی را احساس کردند که آن نگرانی مبتنی بر واقعیت نبود /آیت الله هاشمی با جسارت خاصی که داشت روابط ایران و عربستان را وارد یک مرحله جدیدی کرد/وقتی دولت تدبیر و امید برجام را آغاز کرد موجب عصبانیت عربستان شد/عربستان سعودی یک موضع کاملا خصمانه ای را در مقابل جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده که در بلندمدت به نفعش نیست/ در دولت آقای احمدی نژاد مناسباتمان با عربستان به عقب برگشت و یک افت چشم گیری را در روابط شاهد بودیم/یکسری اظهار نظرهایی که صورت می گیرد در جهت تخریب دولت و ضربه زدن ناخواسته به مصالح و منافع ملی کشور است/دستگاه دیپلماسی نباید هیجانی رفتار کند/نه ما می توانیم عربستان سعودی را نادیده بگیریم و نه عربستان سعودی می تواند ایران را نادیده بگیرد.

حسین صادقی، سفیر ایران در عربستان تا قبل از قطع روابط بود. او در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی سفیر ایران در عربستان بود و در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی به این سمت برگزیده شد. صادقی که از دیپلمات‌های نزدیک به اصلاح طلبان است در زمان تصدی سفارت از سوی وی ما شاهد یکی از گرمترین دوره‌های روابط ایران و عربستان بوده ایم. همچنین حسین صادقی سابقه سفارت در کویت و امارات متحده عربی را نیز در کارنامه کاری خود دارد. صادقی سه دوره مدیرکل خلیج فارس وزارت امور خارجه بوده و قبل از انتصاب به سمت جدید، مشاور وزیر خارجه بوده است.

طی ماه گذشته به دفتر مطالعات وزارت امور خارجه، که بعد از برگشت از ریاض محل کار وی می باشد، رفتیم و با او در خصوص اهمیت روابط ایران و عربستان، گزینه های پیش روی دو کشور بعد از قطع روابط و اقداماتی که وزارت خارجه انجام داده به گفت و گو نشستیم.

اهمیت روابط ایران و عربستان در این برهه را چطور ارزیابی می کنید؟
در رابطه با مناسبات سیاسی ایران و عربستان باید گفت امروز دنیا به این مساله اذعان دارد. شاید تا زمانی که روابط ایران و عربستان به یک نقطه قابل قبول نرسد نمی شود مشکلات منطقه را حل کرد. این دو کشور اگر مناسبات خود را بهبود ببخشند به ثبات، امنیت و یک آرامش در کل منطقه کمک می شود. علاوه بر این در منطقه آرامشی به وجود می آید که جهان اسلام هم از آن استفاده خواهد برد؛ تجربه گذشته نشان می دهد زمانی که این دو کشور رابطه قابل قبولی داشته اند در دیگر کشورهای اسلامی نیز تنش کمتر بوده است.
لذا من روی این نکته تاکید می کنم که اهمیت رابطه دو کشور بسیار زیاد است.

شما می فرمایید کشورهای ثالث خیلی در تقویت و یا تضعیف روابط نقش داشتند. نقش کشورهای ثالث در این تنش ها را چگونه می بینید؟
در مناسبات سیاسی این دو کشور سه عنصر همواره نقش داشته است؛ وضعیت داخلی این دو کشور، وضعیت منطقه و شرایط جهانی. این سه عنصر همواره نقش جدی را در مناسبات دو کشور ایفا کرده است. به هر حال در مقاطع مختلف هم کشورهایی که از این مناسبات ناراحت بودند تلاش کردند که در جهت تخریب مناسبات نفع ببرند.
در واقع کشورهای خارجی هم نقش مثبت هم نقش منفی در بهبود یا در تخریب این مناسبات ایفا کردند. کشور ها براساس منافع و مثابه خودشان اقدام کردند هر جایی که دیدند منافعشان در گرو تقویت روابط دو کشور بوده به تقویت روابط کمک کردند و جاهایی که احساس کردند که نه منافع شان ممکن است در خطر باشد در جهت تخریب روابط قدم برداشتند.

نگرانی عربستان از نقش ایران در منطقه چیست؟
من روابط دو جانبه بین ایران و عربستان سعودی را به 9 مرحله تقسیم می کنم. که در هر کدام از این مراحل ما شاهد تحولاتی بودیم. یک مرحله برمی گردد به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی که من وارد آن مقطع نمی شوم. اینطور نیست که ما در گذشته هم از یک رابطه باثباتی برخودار بوده باشیم بلکه در آن مقطع هم ما افت و خیز داشتیم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی روابط را می شود به 7 مرحله تقسیم کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک نگرانی هایی در بین کشورهای منطقه شکل گرفت. مقداری از این نگرانی ها القایی بود به قول معروف نگرانی کاذب بود که بیشتر یک روند انقلاب هراسی و ایران هراسی را دنبال می کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک نکته دیگر که نقش داشت این بود که هیجانات انقلابی منجر به یک اظهار نظرهای غیرمسولانه ای شد که این اظهارات علاوه بر آن که نگرانی ایجاد می کردند بر آن نگرانی ها می افزود و آنها می توانستند از این اظهارات بهره برداری کنند.

مرحله دوم جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود که آنجا کل کشورهای منطقه و به طور مشخص و بارز عربستان سعودی به عنوان بزرگترین کشور حاشیه جنوبی خلیج فارس تمام قد در کنار رژیم بعثی عراق قرار گرفت و امکانات مالی، نظامی و سیاسی یعنی ظرفیت های خودش را در اختیار عراق قرار داد که خود سعودی ها هم به مسایل اعتراض کردند؛ شاید در مجموع کشورهای حاشیه ای جنوبی خلیج فارس به این شکل 100 میلیارد دلار به عراق کمک کردند.

مرحله سوم پذیرش قطعنامه 598 بود که مناسبات وارد یک مرحله نوینی شد علاوه بر پایان جنگ یک اتفاق دیگری افتاد و به این وضعیت خاص کمک کرد و آن اشغال کویت توسط عراق بود؛ یعنی کشورهای منطقه به این جمع بندی رسیدند که یک اشتباه بزرگی را مرتکب شدند که از عراق پشتیبانی کردند و عراق می خواهد یک تجاوز گسترده ای به کل کشورهای کل منطقه داشته باشد . کویت را اشغال کرد لذا مناسبات وارد یک مرحله نوینی شد.

مرحله بعد دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی">آیت الله هاشمی رفسنجانی است. وی با یک جسارت خاصی که از خودش نشان داد روابط را وارد یک مرحله جدیدی کرد که در دوره بعد یعنی دوره اصلاحات روابط ما وارد یک روابط طلایی شد. یعنی در واقع مناسبات دو کشور به یک نقطه ای رسید که موانع همه برداشته شد. یعنی روابط ما در بعد امنیتی ، نظامی، اقتصادی و بعد سیاسی گسترش یافت. این گسترش مناسبات باعث شد که هم دو دولت و ملت های دو کشور بهره ببرند و هم خود کشور های منطقه و همینطور جهان.

تا اینکه وارد مرحله بعد شدیم دولت نهم و دهم یعنی دولت آقای احمدی نژاد؛ در این دوره ما مناسباتمان به عقب برگشت. یک افت چشم گیری را در روابط شاهد بودیم. هم در رابطه با عربستان سعودی و هم با سایر کشورهای منطقه و هم کشورهای دیگر دنیا. لذا ما شاهد بودیم که روز به روز ما مناسباتمان خیلی افت می کند و رفت و آمدهای یک طرفه داشتیم و اظهار نظرهایی که صورت می گرفت مبتنی بر واقعیت های موجود نبود. به هر حال علی رغم اظهارنظرهایی که صورت می گرفت مبنی بر این که می خواهیم روابط دو کشور گسترش پیدا کند ولی عملا ما شاهد نه تنها یک رکود در مناسبات دو کشور شدیم بلکه عقب گرد هم داشتیم.

تا به دولت آقای روحانی، دولت یازدهم رسیدیم. در دولت یازدهم استمرار یا ادامه حرکت دولت سازندگی و دولت اصلاحات را داشتیم که به دولت تدبیر و امید رسید. اظهار نظرهای مثبت و سازنده ای که خود ریاست محترم جمهوری داشتند در رابطه با بهبود مناسبات دو کشور همسایه به ویژه با عربستان سعودی موثر بود. در همین شرایط متاسفانه از یک سو اظهارات دیگری را شاهد بودیم اظهارات غیرمسوولانه ای که به این روند مناسبات آسیب می رساند. اتفاقات دیگری افتاد که این اتفاقات مناسبات دو کشور را وارد یک مرحله خاصی کرد مهمترین آن این نگرانی های غلط است که سعودی ها نسبت به برجام پیدا کردند؛ تلاش های زیادی صورت گرفته بود که روابط ایران با جهان تخریب شود یعنی عربستان یک نوع ایران هراسی را سرمایه گذاری کرده بود و روی آن کار هم کرده بود اما وقتی دولت تدبیر و امید این ابتکار را شروع کرد که این تصویر غیرواقعی و غلطی که از جمهوری اسلامی ایران وجود داشت را هم شفاف و هم اطمینان بخش کند موجب عصبانیت عربستان شد. تلاش های ایران به خوبی پیش رفت و منجر به برجام شد. با برجام کشورهای منطقه و عربستان یک نگرانی جدی را احساس کردند آن نگرانی مبتنی بر واقعیت نبود یک نگرانی ذهنی و کاذب بود.

نگرانی که می فرمایید بیشتر حول این که ایران بخواهد جای عربستان باشد؟
نگرانی از آن بابت بود که اولا نقش عربستان دیگر آرام آرام در حاشیه قرار گیرد؛ یعنی ایران با توجه به ظرفیت های بسیار بسیار گسترده ای که دارد آن جایگاه واقعی و در خور خودش را در جهان و منطقه پیدا می کند.

این نگرانی به وجود آمد؛ در صورتی که مقامات ایرانی هم بارها بارها اعلام کردند که ایران به هیچ عنوان نمی خواهد کسی را نادیده بگیرد یا نقش کشوری را کمرنگ جلوه دهد؛ ولی خب این نگرانی به وجود آمده بود و به طور خاص می توانم بگویم که دو تا کشور به این نگرانی ها دامن زدند یکی اسرائیل و دیگری خود عربستان سعودی بود. اینها دامنه فعالیت های خودشان را گسترش دادند یعنی عربستان سعودی از یک طرف و اسرائیل از طرف دیگر تلاش کردند بین سایر کشورهای عضو شورای همکاری چهره ایران را تخریب کنند و در جهان عرب یک تصویر غیرواقعی از ایران دهد . زیرا این دو کشور احساس می کردند که ایران به سمتی می رود که یک اعتماد سازی جهانی کند و این اعتمادسازی جهانی یک توسعه جدی در ایران در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی به وجود می آورد. البته این نگرانی غیرواقعی بود و تلاش بر تخریب ایران کردند و نمی شود گفت موفق هم نبودند. سرمایه گذاری های زیادی کردند پول زیادی خرج کردند و از نفوذ خودشان در کشورهای ضعیف تر برای این که بتوانند با حرکت هایی که انجام بدهند شکافی را در کشور ایجاد کنند در بین کشورهای منطقه و کشورهای عربی، استفاده کردند.

امروز هم ما به خوبی می بینیم که آن چیزهایی که وجود داشت امروز دیگر آشکار شده این ارتباط خاصی که سعودی ها دارند برقرار می کنند این رابطه در گذشته هم بود در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس ولی امروز دیگر یک مقدار این آشکار شد.

خب اسرائیل هم دامن می زد؟
بله دامن می زد. تقریبا یک روندی از مناسبات دو کشور بوده تا امروز.

شما در زمان آقای خاتمی هم سفیر ایران در عربستان بودید همینطور در زمان دولت یازدهم چه شد که زمان آقای احمدی نژاد به سفارت عربستان نرفتید؟ خودتان مایل نبودید؟
در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد با توجه به نوع نگاهی که ایشان داشت و از سوی دیگر نوع نگاهی که من داشتم و این دو کاملا با هم متفاوت بودند این اتفاق نیفتاد؛ یعنی هم من قادر به ادامه همکاری نبودم و هم ریاست محترم جمهوری این تمایل را نداشت.

سیاست هایمان با یکدیگر متفاوت بود این یک امر طبیعی است. حق هر رئیس جمهوری است که بخواهد خودش سفیری را انتخاب کند؛ باید سفیری باشد که دیدگاهایش را قبول داشته باشد و در آن جهت که او می خواهد حرکت کند. اگر رئیس جمهور احساس کند که نظرش با سفیر انطباق ندارد ، به ویژه در مورد کشورهایی که نقش کلیدی را ایفا می کنند مثل عربستان سعودی، آن را قبول نمی کند باید فردی باشد که دقیقا تمام سیاست ها را قبول داشته باشد و مورد اعتماد رئیس جمهور باشد.

باید گفت به طور طبیعی این اعتماد از سمت ریاست جمهوری نسبت به من وجود نداشت دیدگاه های من با وی متفاوت بود و این کاملا مشخص و یک امر پنهان و پوشیده ای نبود.


در مصاحبه های قبل هم بیان کردید که آقای هاشمی رفسنجانی">آیت الله هاشمی رفسنجانی جسارت خاصی را در ارتباط برقرار کردن با عربستان و جلو بردن روابط داشتند این جسارت ها ناشی از چه بود و چرا مقامات سابق عربستان انقدر نظر مثبت به آقای رفسنجانی داشتند؟
در مناسبات سیاسی دو کشور ایجاد اعتماد نقش کلیدی دارد و اعتماد هم یک شبه به وجود نمی آید یعنی در یک روندی اعتماد متقابل شکل می گیرد حالا چه در رابطه با فرد چه در رابطه با کشور. در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی وی گفتگوهای خیلی شفاف و روشنی را با ملک عبدالله آغاز کردند. یعنی هرچیزی که بود روی میز ریختند گفتگوهای سختی بود که باید دو کشور تصمیمات دشواری هم می گرفتند و تصمیمات سخت و دشوار جسارت می خواهد و قدرت ریسک بالایی باید داشته باشیم تا جلو برود و تصویب شود. در این مقطع دو طرف این نقش را ایفا کردند هم آیت الله هاشمی که رئیس جمهور بودند و هم آقای ملک عبدالله که در آن مقطع ولیعهد بودند. ملک عبدالله در آن زمان پادشاه نبود ولی به دلیل بیماری که آقای ملک فهد داشت همه چیز در اختیار ملک عبدالله بود. این دیوار بلند بی اعتمادی توسط آقای هاشمی و ضربات متعددی که به آن وارد کردند، شکافت و بخشی از آن را فرو ریخت. بعد از آن در دوره آقای خاتمی این دیوار بی اعتمادی اگر نگوییم 100 درصد، درصد بالایی از آن فرو ریخت و درب های دو کشور باز شد و رفت و آمدها در سطوح مختلف یعنی در بین مردم دو کشور و هم مقامات رسمی و غیررسمی گسترش پیدا کرد.
در دولت یازدهم هم این اراده وجود داشت و هنوز هم وجود دارد و گام های بسیار بلند و مثبتی را آقای دکتر روحانی برداشتند ولی متاسفانه واکنش قابل قبول و در خوری از سوی مقامات سعودی روبرو نشدند که آن هم علت های خاصی دارد.

علت ها را می فرمایید؟

نمی خواهم وارد این موضوع شوم. چند اتفاق هم افتاد که متاسفانه مناسبات سیاسی دو کشور به مرحله قطع روابط از سوی عربستان سعودی رسید. کشتار منا توسط مقامات سعودی یا کوتاهی هایی که صورت دادند، بی تدبیری هایی که داشتند، بی تجربگی که از خودشان نشان دادند باعث این اتفاق شد. اما بعد از آن سعودی می توانست گام هایی را بردارد گام هایی التیام بخش؛ یعنی هم مسوولیت را بپذیرد هم عذرخواهی کند و هم از بازماندگان با راهکارهایی که وجود دارد دلجویی کند ولی این کار را انجام نداد.
گام بعدی, اعدام روحانی برجسته سعودی شیخ نمر بود که این هم گام منفی بود که برداشته شد. یکسری افراد اقداماتی را انجام دادند که این اقدامات متاسفانه باعث شد که چهره جمهوری اسلامی ایران در صحنه منطقه ای و بین المللی آسیب ببیند و عربستان سعودی که امروز برای دنیا روشن شده که نقش کلیدی را هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ نظامی برای شکل گیری گروه های تروریستی ایفا کرده از این حرکت استفاده کند و یک بهره برداری در جهت منافع خودش بکند .یعنی به جای این که دنیا بیاید فشار بیاورد روی سعودی این حرکت( حمله به سفارت) باعث شد که اقدامات منفی سعودی در منطقه تحت پوشش این حرکتی که صورت گرفت قرار بگیرد و آسیب هایی بزند که بهره برداری هایی از آن انجام گرفت.

فرمودید که عربستان نیامده از فاجعه منا دلجویی کند یا توضیحاتی دهد یعنی آیا به نظر شما اگر ما اجازه می دادیم و آن حمله به سفارت انجام نشده بود و این اتفاق نمی افتاد ممکن بود که عربستان از ایران و کشورهایی که در فاجعه منا بودند دلجویی کند؟

بله این احتمالش هست؛ وقتی دو کشور مناسباتشان خوب باشد و روابط خوبی داشته باشند راحت تر گفت وگو دوجانبه انجام می دهند و پرداخت خسارت را قبول می کنند. اما در غیر این صورت رفتار و کردارشان دیگر خیلی عقلانی نیست؛ بیشتر هیجانی و احساسی است با یکسری مواضع خاص. امروز متاسفانه عربستان سعودی یک موضع کاملا خصمانه ای را در مقابل جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده که به هر حال در بلندمدت به نفع عربستان سعودی نیست.

در مورد قضیه سفارت قوه قضاییه تا یک حدی پیش رفت و محاکمه می کند شما نظرتان چیست؟

من قبلا هم اشاره کردم که شاید از خطرات عمده و استراتژیک پادشاه عربستان سعودی این بود که یک تصمیم بسیار شتاب زده گرفت درست است حمله به سفارت به هیچ عنوان قابل قبول و قابل توجیه نیست و در همان ساعات اولیه هم ریاست محترم جمهوری محکوم کرد و خواهان برخورد قانونی با کسانی که چنین اقدام زشتی را انجام دادند شد به طوری که دیگر این نوع حرکات تکرار نشود؛ اما من معتقدم از یک زاویه این حرکت را باید به فال نیک گرفت از این جهت که همه مسوولین جمهوری اسلامی با گرایش های مختلف فکری که قابل احترام هم هست آن را محکوم کردند. یکسری چارچوب ها و قوانینی وجود دارد که همه باید به آن احترام بگذارند ولو اینکه یک طیفی 100 درصد مخالف دولتی که قدرت را به دست گرفته است باشند اما باید به قوانین بین المللی احترام بگذارند. این حرکتی که صورت گرفت شاید این نکته مثبت را داشت که تقریبا یک اتفاق نظرکاملی روی این موضوع به وجود آمد که هر سفارتخانه ای که در ایران است ما مسوول تامین امنیت هستیم؛ هم امنیت سفارت هم امنیت پرسنل و هم کل چارچوبی که مربوط می شود به آن کشور و این انسجام و هماهنگی روی این موضوع بعد از آن حرکت به وجود آمد. قوه قضاییه ، که جای تقدیر هم دارد، به صورت جدی در مقابل این حمله و برخورد با آن ایستاده و باید تا آخر خط برود و واقعا آن کسانی که پشت این صحنه بودند و نقش اصلی ایفا کردند باید با آنها برخورد جدی قانونی صورت گیرد که دیگر کسی به خودش اجازه ندهد که چنین کارهایی را تکرار کند. بله این هم حرفی است که گروهی مخالف باشد تظاهرات هم کند شعار هم دهد ولی حق تعرض ندارد.

این اقدام از سمت مخالفین داخلی ، چقدر آقای ظریف را از ادامه را ظریف بازداشت، یعنی چقدر سنگ بزرگی بود که بتواند دیپلماسی ما را دچار مشکل کند؟
این حرکتی که صورت گرفت یک مانع جدی در تحرکات سیاسی ایران و به طور مشخص سکاندار دستگاه دیپلماسی آقای دکتر ظریف ایجاد کرد و تا این لحظه وزیر امور خارجه گام های بسیار بلندی برداشته است. من خودم شخصا چشم انداز این مناسبات را با کل منطقه مثبت می دانم. درست است الان یک مانع بسیار بزرگی ایجاد شده اما من پیش بینی ام این است که خود عربستان سعودی هم آرام آرام به این باور خواهد رسید که برود به سمتی که اشتباهات خودش را جبران کند و گام هایی را در جهت عادی سازی روابط بردارد و یکسری اتفاقاتی که افتاده است را جبران کند.

من باور و اعتقادم این است که هرچقدر شکاف بین این دو کشور بزرگ، مسلمان و همسایه عمیق تر باشد دشمنان اسلام و دشمنان دو کشور بیشترین بهره برداری را می کنند. شاید به جرات بشود گفت که پیروز این رودرویی که بین دو کشور ایجاد شده اسراییل است و حتی این درگیری های کلی که بین کشورهای مسلمان و یا در حوزه های فرقه ای، نژادی، مذهبی و قومی است اسرائیلی ها بهره برداری می کنند. امروز اسرائیل به یک نقطه ای رسیده که هیچ نگرانی ندارد؛ چون کشورهایی که به عنوان بازیگران جدی درمنطقه بودند همه دچار بحران شدند و دو کشور بزرگ در منطقه مانده این دو کشور که می توانستند در منطقه با هم هم افزایی داشته باشند و گام هایی در کنار هم در جهت رشد و اعتلای خودشان ودنیای اسلام بردارند با یکدیگر درگیرند و می بینیم که این انرژی ها هدر می رود انرژی هایی که باید در جهت تعالی اسلام صرف شود متاسفانه در جهت مقابل به کار گرفته می شود.

شما نظرتان برای بهبود این روابط چیست؟ خیلی ها خرده می گیرند به دستگاه دیپلماسی که چرا توهین می کنند چرا دفتر دیپلماسی نرمش نشان می دهد و یک واکنش تند به کشورهای کوچک منطقه نشان نمی دهد؟

ما از دو زاویه نگاه می کنیم یک زاویه مسائل داخلی است؛ متاسفانه یک طیفی که دلواپسان داخلی هستند برای رسیدن به اهداف خاص خودشان و این که اثبات کنند حرفشان درست است بدون توجه به مصالح و منافع ملی کشور ، به هر چیزی دست می زنند و این یکی از مشکلات عمده است. من دو مرتبه بر این موضوع تاکید می کنم که حق مخالفت، حق اعتراض محترم شمرده می شود ولی نباید این موضوع منجر به این شود که یک آسیب جدی به مصالح و منافع ملی کشور بزند. یک دولتی که قدرت را به دست می گیرد و یک رئیس جمهوری که با اکثریت آراء می آید منتخب است ؛مردم با یک اندیشه و امیدی که به وجود آمده به وی رای دادند و با عشق پای صندوق رفته اند. در این میان طیفی که رای نیاورده بله حق مخالفت و اعتراض دارد ولی حق این را نباید داشته باشد که قدرت اجرایی بکار گیرد یعنی حق تخریب دولت را ندارد و نباید روابط را خراب کند.

یکسری اظهار نظرهایی که صورت می گیرد در واقع در جهت تخریب دولت است و در جهت ضربه زدن ناخواسته به مصالح و منافع ملی کشور است. دستگاه دیپلماسی کشور نباید هیجانی رفتار کند، نباید احساسی رفتار کند باید مبتنی بر عقلانیت باشد مدبرانه باشد مبتنی بر واقعیت هایی که وجود دارد در جهت دفاع از مصالح و منافع ملی کشور باشد. دستگاه دیپلماسی کشور و در راس آن هم وزیر محترم امور خارجه تمام قد در مقابل حرکت هایی که می خواهد خدشه به چهره جمهوری اسلامی ایران وارد کند ایستاده است. ما می بینیم که دستگاه دیپلماسی در این جهت کار می کند و در راس آن وزیر امور خارجه نه تنها حرکت هایی که از طرف دولت پادشاهی عربستان صورت می گیرد را بی پاسخ نمی گذارد بلکه بر پایه یک عقلانیت، درایت و یک دوراندیشی که مبتنی بر نظر کارشناسی و جدی است پیش می رود تا چهره واقعی عربستان سعودی را در سطح جهانی به نمایش بگذارد؛ در عین حالی که اعتقاد دارد باید با کشورهای عربستان کار کنیم. بالاخره نه ما می توانیم عربستان سعودی را نادیده بگیریم و نه عربستان سعودی می تواند ایران را نادیده بگیرد. دو بازیگر مهم و قدرتمند منطقه هستند و باید همدیگر را ببینند و هیچ کدام نباید دنبال تمامیت خواهی،نادیده انگاری و دنبال حذف طرف مقابل باشند. باید به یک بلوغ برسند و در پرتو یک همکاری مثبت هست که هر کشور می تواند هم منافع ملی خودش و هم منافع جهان اسلام را حفظ کند و هم به سمتی بروند که یک امنیت باثباتی را شکل دهند . هیچ کدام از کشورها به تنهایی نمی توانند این کار را انجام دهند. امروز در دنیا هیچ کشوری به تنهایی قادر به انجام هیچ کاری نیست یعنی به طور مشخص در منطقه اگر واقعا کشورهای منطقه ای که این حرف ها را می زنند به آنها ایمان و باور دارند این حرف ها را لازمه تحقق این باورها که در راس آن برقراری امنیت و آرامش است و که توسعه را می توانیم داشته باشیم هیچ راهی وجود ندارد جز همکاری

بعد از قطع رابطه اقدامی از طرف ایران انجام شده؟
ایران بارها بارها بعد از قطع رابطه اقدام کرده و تجربه سال 67 هم که به یک قطع رابطه رسیدیم این را نشان می دهد که بهترین گزینه گفت و گو است؛ بله گزینه های دیگری هم است که هم گزینه های پرهزینه است و هم گزینه هایی است که ممکن است دو کشور را به یک مراحل خاصی برساند و عواقب بسیار سنگینی داشته باشد.

توصیه شما به طور مشخص چیست؟
به طور مشخص دیدگاه من این است که همه کشورهای منطقه به خصوص عربستان سعودی چندین راه دارند؛ گزینه هایی که روبروی ما وجود دارد چهار گزینه مشخص است . ما باید ببینیم بهترین گزینه چیست و آن را انتخاب کنیم. یک گزینه گزینه ای است که هیچ کشوری آن را توصیه نمی کند هم در عربستان سعودی و هم در ایران یک عقلانیتی وجود دارد که آن عقلانیت به هیچ عنوان اجازه نمی دهد که دو کشور به سمت یک جنگ، یک رودررویی یا یک اقدام نظامی بروند که که هیچ کسی خواهان آن نیست جز دشمنان دو کشور.
گزینه دوم ادامه وضعیت موجود است یعنی دو کشور امکاناتشان را به جای این که در جهت سازندگی به کار ببرند آن هزینه را صرف چیزهای دیگر کنند.
گزینه سوم این است که به سمت تشنج زدایی برویم، روابط را اصلاح کنیم.
گزینه چهارم این که ما با تکیه به واقعیت هایی که وجود دارد به سمت یک تعامل سازنده و مثبتی که مبتنی بر واقعیت باشد حرکت کنیم من توصیه ام این است که گزینه چهارم بهترین گزینه است، تعامل مثبت و سازنده. یعنی یک گفت وگوهای چالشی را با هم آغاز کنیم یعنی به جای این که مدام روی یک کشور سرمایه گذاری کنیم تا آن کشور را جذب کنیم و یا یارگیری کنیم و بخواهیم علیه طرف مقابل در بیاییم بنشینیم با همدیگر گفت وگو چالشی کنیم.

بهترین چیزی که هم توسعه دینی ما است و هم تجربه بین المللی آن را به ما می گویید همین گفت و گو و مذاکره است. برجام یک الگوی بسیار خوبی است . دولت تدبیر و امید توانست با تدبیر و با یک تلاش خستگی ناپذیر سایه جنگی که بر سر ایران بود را بردارد و این کار کوچکی نبود کار بسیار بزرگی بود گام بسیار بلندی بود که هیچ کسی نمی تواند منکرش شود این اتفاق افتاد و این الگوی خوبی برای تمام کشورها می تواند باشد. ما خواهان مصالح و منافع ملی هستیم و می خواهیم هر دو کشور رشد پیدا کنند و این راهی ندارد جز این که بنشینیم و با هم گفت و گوی صادقانه کنیم و این باور را داشته باشیم که ما در پرتو این گفت وگوی چالشی است که می توانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
عناوین برگزیده
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین